Wednesday, April 24, 2002
راستي مي دانيد كه زندگي من جريان تندي دارد . من امروز در يك آژانس مسا�رتي استخدام شدم آنهم به عنوان تور گردان . دوستان عزيز كه تبريز مي آيند به من ميل بزنند تا ببرمشان آذربايجان گردي
از �ردا كلاسهي اينترنتم شروع مي شود امشب كلي مطلب براشون جمع كردم �كر كنم كلاس جالبي بشود
سايت رسمي جام جهاني 2002
Sunday, April 21, 2002
اين هم پوستر �يلم آب و آتش من اين �يلم را خيلي دوست دارم
ICT در ØØ§Ù„ اجرا يك پروژه بين المللي است جهت استاندارد كردن زبان جاوا به جاي سي اگر خواستيد به اين كنسرسيوم بپيونديد اين Ù�رم را بايد پركنيد
شنيدم كه ابراهيم يزدي به ايران برگشته است . من كار اين آدم را به خاطر شجاعتش ستايش مي كنم چرا كه نشان داد عليرغم همه مشكلات به كشورش وابسته و و�ادار است به نظر من جاي اين آدمها در اداره كشور خالي است
با اين وضع جديد كه بوجود آمده است . نمي دانم تكليÙ� ما كاربران ايراني Ú†ÙŠ مي شود اول كه يا هو پولي شد . بعد هم اكثر سايتهاي پركاربرد دارند خود را مجهز مي كنند به Ø³Ù„Ø§Ø Ù„Ø®Øª كردن كاربران . ØØ§Ù„ا اين به كنار اما كساني مثل من كه تا ØØ§Ù„ا رنگ كارت اعتباري را جز مال عابر بانك را نديده اند Ú†Ù‡ خاكي بايد به سرشان بريزند چون كم كم دارد دسترسي رايگان به اينترنت Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ مي شود
Saturday, April 20, 2002
اين هم يك سايت براي طر�داران �يلم به خصوص اگه طر�دار تبليغات يا �راگمان �يلمها هستين
جدا با اين عكس ØØ§Ù„ كردم ببين
آقا امروز ØØ§Ù„ يكي از بچه هاي ورودي 80 را گرÙ�تم از آن بچه سوسول ها بود كه پول باباجان را Ù…Ù�تي خرج مي كنن ككشان هم نمي گزد روش رو زياد كرد من هم دادمش دست كميته انظباطي . باور نمي كنين از بعد از ظهر به بعد كه اين اتÙ�اق اÙ�تاد خيل ابراز علاقه بچه ها نسبت به بنده سرازير شده است چون از طرÙ� همه بدشان مي آيد
بابا چه خبر هست من نبودم چه اوضاعي شده چقدر وب لاگ زياد شده . بچه ها كسي آمار نداره ببين چند ن�ريم �كر كنم از مرز 600 تا گذشتيم نيست ؟
يك خبر داغ هم بدهم . يك كلاس آموزش اينترنت در دانشگاهمون برگزار مي شود . ØØ§Ù„ا ØØ¯Ø³ بزنيد استادش كي هست . هاها درست Ù�هميدين خودم تا ØØ§Ù„ا هم 28 Ù†Ù�ر ثبت نام كردن يعني من استاد شدم
يك بازي را تمام كردم . يعني در يك اقدام انقلابي من هم گيم بازي كردم بازي MAX PAYNE خيلي خوشم آمد بازي داراي يك سناريو مشخص است و شما قهرمان دستان را در اين سناريو به پيش مي بريد. اين هم سايت رسمي بازي
يك ليست سيات يا وب رينگ خيلي Ø¨Ø§ØØ§Ù„ پيدا كردم از شير مرغ تا جون آدميزاد داره ببينيد
Thursday, April 18, 2002
من دوباره آمدم از امروز دوباره از جريان تند زندگي ام برايتان خواهم گ�ت ، معذرت مي خواهم براي همه چيز براي اينكه ننوشتم براي اينكه از شما بي خبر ماندم راستي تا يادم نر�ته سراسيمه : سلام
Thursday, April 04, 2002
سلام روز جمعه روز بازيابي Ø±ÙˆØ Ø§Ø³Øª خستگي ها رو كه در طول يك Ù‡Ù�ته عارض شده را در اين روز بايد از تن شست راستي يك طرØÙŠ Ø¨Ù‡ ذهنم آمده به اسم دقيقه صÙ�ر بيشتر خواهم Ú¯Ù�ت من سپهر چرندابي اين هم يك سراسيمه كلام ديگه
مي دانم وقتي اين يادداشت را بخوانيد از من بدتان خواهد آمد . مهم نيست اصلا مهم نيست من ديگر براي خودم هستم Ùˆ براي خودم كاÙ�ÙŠ ØŸ نمي دانم امشب بازهم ØØ§Ù„ Ùˆ هواي رÙ�تن به سرم زده . نمي دانم اصلا آمدم پشت اين كوÙ�تي نشسته ام تا بنويسم . براي كي مي نويسم براي Ú†ÙŠ ØŸ براي خودم ؟؟ Ù…Ú¯Ù‡ من كي هستم آخه نكبت تو كدوم گوشه اين دنياي به اين بزرگي را گرÙ�ته اي ØŸ آخه Ù…Ú¯Ù‡ تو ØŒ توي اين آسمون به اين بزرگي ØØªÙŠ ÙŠÙƒ ستاره هم نداري تمام ستاره هايت غروب كرده اند تمام بهار هايت شده پاييز . مي Ù�همي نه مي دانم كه نمي Ù�همي اگه مي Ù�هميدي عاشق نمي شدي ØŸ عاشق كي ØŸ عاشق اين يا آن Ú†Ù‡ Ù�رقي مي كنه عين هميشه نكبت بار Ùˆ كثيÙ� بي هدÙ� زنده اي براي اينكه زنده باشي ØŸ عاشقي براي اينكه Ù�قط بگي كه من هم عاشقم . نه من هيچ وقت نتوانستم دوبار عاشق شوم . هميشه ادعا كردم كه دوست دارم هميشه بازي كرده ام هميشه عين يك تئاتر مي Ù�همي عين يك تئاتر روي صØÙ†Ù‡ واسه خودم بازي كردم زندگي ها را تباه كردم اول مريم بعد نسيم بهد زهرا ØØ§Ù„ا هم ..... مي دانم عين يك كثاÙ�ت داري الان Ù�ØØ´ ام مي دي باشه اشكال نداره من تØÙ…لم زياده هست اينقدر تØÙ…لم زياد شده كه تو كوچه وقتي مي بينمش با دوست جديدش با كسي كه ØØªÙ…ا دوستش داره سرم رو پايين بيندازم ديگه هيچي ØØ§Ù„يم نيست هيچي . مي دانم Ù�ردا تو دانشگاه از استادش گرÙ�ته تا همكلاسي اش به من پوزخند مي زنند . بزنند آن هم ديگر مهم نيست مهم اين است كه من مي خواهم بروم ؟‌به كجا ØŸ جه Ù�رقي ميكنه هر چا كه اينجا نباشه هر جا كه آسمونش ديگه آبي نشه ؟‌زير خاك زير يك سنگ يا تو يك غار ؟‌مي Ù�همي شايد هزار سال ديگه Ú†Ù‡ مي دانم سه هزار سال ديگه يك باستان شناس بياد جمجمه ام را پيدا كنه بعد همه شان ØØªÙ…ا تو روزنامه هاي خودشان ( البته اگه روزنامه اي باشه ) مي نويسند يك جمجمه پيدا شده كه اصلا هيچي توش نبوده يعني از همون اول خلقتش خالي بوده عين يك طبل مي Ù�همي عين يك طبل همه اش توش بام بام صدا مي پيچيده راستش الان خودم هم مي دانم كه خالي هست اما Ú†ÙŠ كارش كنم ØŒ راستي به نظرت مرگ خيلي سخته ؟؟؟
من سپهر هستم و اين هم يك سراسيمه ديگه !!!!
من سپهر هستم و اين هم يك سراسيمه ديگه !!!!
Wednesday, April 03, 2002
جاتون خالي الان داره تبريز بر� مي باره آنهم چه بر�ي مثل اينكه چله زمستان هست
از اين به بعد سپهر يادداشتهايش را برايتان سراسيمه خواهد نوشت پس:: سراسيمه سلام
روزهاي دوازده Ùˆ سيزده Ù�روردين را رÙ�ته بودم شمال ساØÙ„ گيسوم . نمي دانم اين ساØÙ„ را ديده ايد يا نه اما هنگام رÙ�تن به اين ساØÙ„ شما وارد يك تونل زمان مي شويد تونلي از ميان انبوه دختان به هم چسبيده Ùˆ سبز سبز . بوي تازگي بوي زندگي بوي هستي . Ùˆ در يك كلمه زندگي را Ø§ØØ³Ø§Ø³ مي كني طراوتي هست كه به Ø±ÙˆØ Ùˆ جانت منتقل مي شود .Ùˆ Ø§ØØ³Ø§Ø³ مي كني كه تو واقعا يك برگ هستي از ميان انبوه ميليونها برگ تازه شكÙ�ته دوباره متولد مي شوي دوباره Ø§ØØ³Ø§Ø³ بودن مي كني Ùˆ خدا را سپاس مي گويي كه چنين نعمتي را در اختيارت قرار داده . دريا هم كه جاي خود را در كنار ساØÙ„ بايد بشنوي Ùˆ به صداي دريا گوش Ù�را دهي . با موجها يكي شوي Ùˆ همانند موجها بر ساØÙ„ Ù�رود آيي Ùˆ Ú†Ù‡ اØÙ‚انه است كار برخي از اين مردم كه موسيقي را در شهر مي شنوند به طبيعت هم مي آورند ØØ§Ù„ آنكه صداي طبيعت زيباتر Ùˆ دلنوازتر از هزاران ساعت موسيقي است ØØªÙŠ Ø¨Ø²Ø±Ú¯ØªØ±ÙŠÙ† نوازندگان هم هنگام ايجاد اثري بديع از صداي طبيعت الهام مي گيرند Ùˆ صداي درختان Ùˆ امواج در هم گويي زيباترين موسيقي ها براي تو مي نواخت . اما يك نكته من را آزار داد Ùˆ در تمام سÙ�ر هم همين موضوع با من بود در تمام جاهاي خوش منظره Ùˆ زيبا كه پاي بشر به آن رسيده بود پر بود از زباله Ùˆ كيسه هاي پلاستيكي كه واقعا توهيني بود مستقيم به طبيعت به خدا Ùˆ به خود بشر اميد وارم دولت Ù…ØØªØ±Ù…مان Ù�كري به ØØ§Ù„ طبيعت آلوده از زباله مان بكند تا ابن ميراث ملي Ùˆ سرمايه عظيم از بين نرود . اين هم سراسيمه كلامي بود با شما
ديگر ØØ±Ù�ÙŠ نمي زنم ØŒ ديگر نمي خواهم از نو بنويسم ØŒ بسرايم ،بگويم ØŒ ديگر همه تن تو را به تو وا مي گذارم . سكوت مي كنم از Ù„ØØ¸Ù‡ كه بگذرم آرام مي شوم Ùˆ از اين من جز نگاه باقي نمي ماذد ØŒ نگاه عاشقانه اي در چشمان جاويدان تو . امشب ،شب عبور است طپشهاي گاه گدار Ùˆ بي امان قلبم ،و اين دلشوره تلخ وشيرين ،شايد امشب خدا از خوابم رد شود. شايد تو امشب نامم را باز خواني . .شايد ،شايد اين شور Ùˆ اشتياق عاشقي را به جنون بگشاني . من امشب راهي ام ØŒ Ú¯Ù�تگوي تو Ùˆ من را پاياني نيست . اين سكوت بعد از من نيست ØŒ پر است از واژه هاي ناگÙ�ته Ùˆ رنجهاي ناشنيده ات ØŒ امشب شب عبور است شايد خدا هم امشب از خواب من بگذرد .
مسا�ر غريب ، مثل تو س�ر خواهم كرد بي نام ،‌بي نشان بي هياهو و در جستجوي غريب از تو كه بي نشان و مهربان مي گذري
امشب ، امشب انگار نمي خواهم گ�تگو را به پايان برسانم . امشب را سرانجامي نيت ، امشب را پاياني نيست . امشب مي گذرم و مي روم و تو اميد من باز سراغم را مي گيري و باز طلوع مي كني . امشب خورشيد خواهم شد ، امشب خورشيد خواهم شد و در ا�ق آرزو و ترانه طلوع خواهم كرد .
مساÙ�ر غريب آشناي من ،‌مهربان بي ادعاي من ،‌عاشق ØŒ معشوق ØŒ Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ ،‌امشب مثل تو جار نبرد غربت مي شوم ØŒ امشب مثل تو خستگي ها زير پا مي گذارم كوله بارم را آماده مي كنم Ùˆ مي روم .
امشب شب عبور است ØŒ شب آغاز Ùˆ پايان Ù„ØØ¸Ù‡ هاي بودنم ØŒ امشب چشم انتظار كلامي از تو ام سلامي شايد ØŒ نوري ؤ دوباره صداي قدمهايت مي آيد .................. باران باران
مسا�ر غريب ، مثل تو س�ر خواهم كرد بي نام ،‌بي نشان بي هياهو و در جستجوي غريب از تو كه بي نشان و مهربان مي گذري
امشب ، امشب انگار نمي خواهم گ�تگو را به پايان برسانم . امشب را سرانجامي نيت ، امشب را پاياني نيست . امشب مي گذرم و مي روم و تو اميد من باز سراغم را مي گيري و باز طلوع مي كني . امشب خورشيد خواهم شد ، امشب خورشيد خواهم شد و در ا�ق آرزو و ترانه طلوع خواهم كرد .
مساÙ�ر غريب آشناي من ،‌مهربان بي ادعاي من ،‌عاشق ØŒ معشوق ØŒ Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ ،‌امشب مثل تو جار نبرد غربت مي شوم ØŒ امشب مثل تو خستگي ها زير پا مي گذارم كوله بارم را آماده مي كنم Ùˆ مي روم .
امشب شب عبور است ØŒ شب آغاز Ùˆ پايان Ù„ØØ¸Ù‡ هاي بودنم ØŒ امشب چشم انتظار كلامي از تو ام سلامي شايد ØŒ نوري ؤ دوباره صداي قدمهايت مي آيد .................. باران باران
Saturday, March 30, 2002
مي خواهيد درباره كامپيوترهاي قديمي 16بيتي بدانيد اين سايت را ØØªÙ…ا ببينيد
صد كلمه اسم سايتي است كه مجموعه اي از داستانها كوتاه و خواندني را از سراسر جهان براي شما �راهم كرده است .
يك جورهايي دلم ابري شده است عين آسمون شهرمون . ديروز (جمعه ) يك مساÙ�رت يك روزه رÙ�تيم . رÙ�تيم ماكو . اصلا انتظار مواجه شدن با اين صØÙ†Ù‡ را نداشتم يك شهر زيبا در دامنه يك كوه بلند Ùˆ مرتÙ�ع . كوه به صورت يكپارچه صخره اي عظيم است نشنه اي از شكوه Ùˆ قدرت خداوتدي . باور كنيد اين منظرره هم شما را مي ترساند كه نكند اين كوه ناگهان Ù�رو بريزد Ùˆ هم Ø§ØØ³Ø§Ø³ جقارت به شما دست مي دهد كه در برابر اين همه عظمت چقدر ØÙ‚ير هستيد . شهر زيبايي است با مردمان خونگرمي Ú¯Ù‡ دلي همچون كوه دارند Ùˆ قلبي همچون سبزه هاي بهاري لطيÙ� . اگر به آذربايجان آمديد در كنار ميليونها زيبايي طبيعت اين منطقه ماكو را هم Ù�راموش نكنيد شهر كوه Ùˆ كوه Ùˆ طبيعت زيبا Ùˆ خانه هايي كه در دل كوه آرام گرÙ�ته اند . راستي در ماكو ديداز از اثرگاه (موزه ) سلار ماكو را هم Ù�راموش نكنيد نشانه اي از زورگويي ØÙƒØ§Ù… قاجار كه نشان از تاريخ پردرد اين منطقه دارد . روز دوشنبه را هم خواهم رÙ�تم آستارا Ùˆ ساØÙ„ گيسوم .
سلام ! عزيز سلام ! سلام ! كدامين سلام بي پاسخ مانده است ؟‌
به خدا ! به خدا من اهل اين ديار مرده نيستم . من غربت نشين هجرت تو نيستم . اما بازبه هم تو ، تو اي نور ،‌تو اي اميد ،‌اي باران ،اميد دارم كه دل عاشقي را به سلامي شاد كني .
سلام سلام عزيز !
امشب ،‌امشب نذرها را نو مي كنم ، دعا ها را نو مي كنم نگاهها را نو مي كنم .
امشب در آستانه يك رستاخيز بر مي خيزم بايد از اين خواب زمستاني هماره بگريزم رها شوم . شكو�ه كنم . هرچه نشانه است پشت اين خواب است ، همرچه نور ،‌هر چه گل هرچه باران است ،‌هر چه صداي قدمهاي تو پشت اين خواب است . امشب دوباره براي آمدنت نذر مي كنم . قدمهايم نگاههايم و قلمم نذر تو .
عزيز راز آلود من ، عشق تو هويت من است ،‌شده نام و نام آوري من ، مهر تو آبروي من است نمي دانم نمي دانم امشب به كدامين قرار دل بسپارم . امشب مي خواهم دل خود را به خاطر تو واگذارم كه بگيريش و ببري ، هر چه بود گذشت ديگر نمي توانم آرام بگيرم و براي تو واژه ها را به زنجير بكشم .
ديوانه اي شده ام كه زنجيري زل� توست
امشب از اين هراس خانه ويران مي گريزم ، گ�تم هر چه بود گ�تم ، درد بود گ�تم ، دوري بود گ�تم ، درمان بود گ�تم ، ديوار بود گ�تم ، هر چه گ�تم تكرار همين دردبي قراربود و بس .
ديگر كلمه اي نمانده كه سر بر روي مهر تو Ù�رود نياورده باشد . دل ديوانه اي شده است ديگر نمي توانم بار سنگين اين خستگي را به دوش بكشم . به خدا من لياقت يك Ù„ØØ¸Ù‡ راز Ú¯Ù�تن با تو را ندارم اما سلام مي كنم به اميد شنيدن پاسخي ،‌ سلام عزيز سلام
به خدا ! به خدا من اهل اين ديار مرده نيستم . من غربت نشين هجرت تو نيستم . اما بازبه هم تو ، تو اي نور ،‌تو اي اميد ،‌اي باران ،اميد دارم كه دل عاشقي را به سلامي شاد كني .
سلام سلام عزيز !
امشب ،‌امشب نذرها را نو مي كنم ، دعا ها را نو مي كنم نگاهها را نو مي كنم .
امشب در آستانه يك رستاخيز بر مي خيزم بايد از اين خواب زمستاني هماره بگريزم رها شوم . شكو�ه كنم . هرچه نشانه است پشت اين خواب است ، همرچه نور ،‌هر چه گل هرچه باران است ،‌هر چه صداي قدمهاي تو پشت اين خواب است . امشب دوباره براي آمدنت نذر مي كنم . قدمهايم نگاههايم و قلمم نذر تو .
عزيز راز آلود من ، عشق تو هويت من است ،‌شده نام و نام آوري من ، مهر تو آبروي من است نمي دانم نمي دانم امشب به كدامين قرار دل بسپارم . امشب مي خواهم دل خود را به خاطر تو واگذارم كه بگيريش و ببري ، هر چه بود گذشت ديگر نمي توانم آرام بگيرم و براي تو واژه ها را به زنجير بكشم .
ديوانه اي شده ام كه زنجيري زل� توست
امشب از اين هراس خانه ويران مي گريزم ، گ�تم هر چه بود گ�تم ، درد بود گ�تم ، دوري بود گ�تم ، درمان بود گ�تم ، ديوار بود گ�تم ، هر چه گ�تم تكرار همين دردبي قراربود و بس .
ديگر كلمه اي نمانده كه سر بر روي مهر تو Ù�رود نياورده باشد . دل ديوانه اي شده است ديگر نمي توانم بار سنگين اين خستگي را به دوش بكشم . به خدا من لياقت يك Ù„ØØ¸Ù‡ راز Ú¯Ù�تن با تو را ندارم اما سلام مي كنم به اميد شنيدن پاسخي ،‌ سلام عزيز سلام
